یک اتفاق ، بیشتر ... بیشتر ... - تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 0:20
شاید بهترین اردویی بود که رفته بودیم ... :) انگار من و تو ، پررنگ ترین دخترک هآی شاد بودیم که حواسشان به همه جا بود ^_^ درست یادم نیست ولی احتمالا توی اتوبوس مثل همیشه برای عناصر متحرک توی خیابان دست تکان میدادیم و ماجراها و حرفهای بی نهایت خنده داری که پیش می آمد ... . موقع بالا رفتن از پله های سنگ...
call it what you want - تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 0:20
my baby is fit like a day dream walking with his head down I'm the one he's walking to .... حق با توعه ... داری درست میگی ... فقط کاش من تو رو کمتر دوست داشتم؛ همین :)
که ز ما هیچ ندانند... - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 16:51
که ز ما هیچ ندانند... ۱۶ ساله که شدم ، با خودم عهد کردم که اشتباهاتم را کنار بگذارم ، دوست داشتن تو هیچ وقت جزو اشتباهاتم نبود . اشتباهاتم را دیگر تکرار نکردم ، همان اشتباهات کمرنگ شده ی پانزده سالگی... حالا این ۱۶ هم دارد تمام میشود و من دو سه هفته دیگر سر در اینستا مینویسم I just tu ed 17 ! بالاخر...
... و نیمی از جهان را از دست میدهم ... - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 14:24
خیلی شبیه توست ؛ از آن خیلی شبیه هایی که میتوان هزاران بار بین عدسی چشم هایش تو را پیدا کرد و از شباهت حالات قهر و آشتی اش با تو آرام آرام ذوق کرد . از آن شبیه هایی که دلم میخواهد یک دفعه از بهت و شگفتی گوشی از لای انگشتان ضعیفم بیفتد کف زمین و یک عـاخ سریع چاشنی ش کنم و بعد ها هر بار مرورش که میکنم...
اسمتووانتهایش3 - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 14:24
هووووف ... اولش دلم میسوزد و با یک نگاه دلبرانه به آیینه با خودم میگویم که ای وای چرا اونها انقدر دور و محروم اند و ای کاش بودن و من همه کاری برایشان میکردم ... بعد که صدای نزدیک شدنشان به این شبکه های مجازی را میشنوم، همه ی فرضیه هایم را خراب میکنند روی سرم !! اصلا ، اصلا همین ک شما اعلام عمومی میک...
جرعت - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 14:24
قند توی دلم آب میشود ک امشب بعد از حرف هایمان ، اواین شبی ست ک تو هم به فکر میکنی ... :) برچسبها: دوستش دارم, و شاید اون هم + نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۶ساعت 19:1&nbsp توسط مهتآب |
یک اتفاق ، بیشتر ... بیشتر ... - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 22:36
شاید بهترین اردویی بود که رفته بودیم ... :) انگار من و تو ، پررنگ ترین دخترک هآی شاد بودیم که حواسشان به همه جا بود ^_^ درست یادم نیست ولی احتمالا توی اتوبوس مثل همیشه برای عناصر متحرک توی خیابان دست تکان میدادیم و ماجراها و حرفهای بی نه
پست موقت - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 22:36
منم اسمش رو بزارم شاهد ؟! آخه شاهد برای من هیچ معنی ای نداره ؛ صرفا یه تقلید بچهگانه ست ! انقدر اسم خودش قشنگه :) + نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۶ساعت 19:50&nbsp توسط مهتآب |